الشيخ أبو الفتوح الرازي
6
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
برخيزند و استغفار كنند و عذر خواهند و توبه كنند ، من براى ايشان شفاعت كنم . برنخاستند ( 1 ) تا رسول - عليه السّلام - هر دوازده ( 2 ) را به نام و نسب ( 3 ) برخواند و رسوا كرد ، آنگه گفتند : يا رسول اللَّه ! براى ما استغفار كن ، خداى تعالى آيت فرستاد كه : اگر اوّل كه آن كردى ( 4 ) بيامده بودى ( 5 ) و توبه كرده ( 6 ) ، من بيامرزيدمى شما را . اكنون پس از اين شما را بر من جاهى ( 7 ) نيست ، و بر رسول من جاى نيست . رسول - عليه السّلام - بفرمود تا ايشان را از مسجد بيرون كرد ( 8 ) و دگر ايشان را پيش خود رها نكرد ( 9 ) . و در آيت دليل است بر بطلان مذهب مجبّره از آن جا كه خداى تعالى گفت به « لام » غرض كه : غرض من در بعثت رسولان ( 10 ) است ( 11 ) تا همهء خلايق طاعت او دارند ، نه آن كه بعضى طاعت ( 12 ) دارند و بعضى عاصى شوند . و مذهب مجبّره آن است كه : خداى تعالى از مطيعان طاعت مىخواهد و از عاصيان معصيت ، بل مطيعان به خواست او طاعت مىدارند و عاصيان به ارادت او عصيان مىكنند براى آن كه بنزديك ايشان ارادت موجب ، مراد باشد . و در خبر مىآيد ( 13 ) از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه او گفت : چون رسول را - عليه السّلام - دفن كرديم و سه روز بر آمد ، اعرابى بيامد و به سر گور رسول آمد و به ( 14 ) سر گور درافتاد و مىگريست و از آن خاك تربت رسول بر سر مىريخت و مىگفت : يا رسول اللَّه ! آنچه گفتى بشنيدم و بگرويدم ، و آنچه از خدايها گرفتى ما از تو بواجبها نگرفتيم ( 15 ) و از جملهء آنچه خداى بر تو انزله كرد اين بود كه : * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّه وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّه تَوَّاباً رَحِيماً . ) *
--> ( 1 ) . مر و توقّف كردند . رسول - عليه السلام - چند بار گفت . ( 2 ) . مر كس . ( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب : نسبت . ( 4 ) . تب : كرديد ، مر : كردندى . ( 5 ) . تب : بيامده بوديد ، مر : بيامدندى . ( 6 ) . مر : توبه كردندى . ( 7 ) . مت ، آج ، لب ، مر : جاى . ( 8 ) . كذا : در اساس ، وز ، مت ، تب و ديگر نسخه بدلها : بيرون كردند . ( 9 ) . آج ، لب : پيش خود راه نداد . ( 10 ) . تب ، آج ، لب ، مر آن . ( 11 ) . مر كه . ( 12 ) . آج ، لب ، مر او . ( 13 ) . مر : خبرى آمد . ( 14 ) . مر : بر . ( 15 ) . آج ، لب : باز نگرفتيم ، مر : فرا نگرفتيم .